بوی عیدی برای روزهایی بود که نزدیک عید دوست داشتن ها زیاد می شد.شکفتن دوباره خنده هایی از جنس آسمان.اما امروز...نه فرهاد دیگر بوی عیدی تو این روز ها به کارمان نمی آید.سال هاست که از بوی عیدیت گذشته.از بوی یاس جانماز مادربزرگ.قلک پول؟!!! نه فرهاد،قلک پول کجاست!ما که دیگر سکه جمع نمی کنیم.عیدی این روز ها نزدیک به تراول پنجاه تومانیست.دیگر کسی به فکر کم شدن پول هایش نیست یا جریمه های عید مدرسه.معلمان مهربان شده اند(!)دیگر لای کتابم بویی از گل خشک شده نیست یا اسکناسی تا نخورده.تازگی ها با بوی جدید ترین مد لباس خستگیم کم می شود.دم عید بوی مارک جدید شلوار است.بوی کلافه بودن از زیادی پول هاست.بوی عطر صد هزار تومانی. بوی...
خلاصه فرهاد جان این روزها بوی همه چیز هست به جز،بوی عیدی تو!


