موجودیت سینما،سینمای موجودیت
![]()
هنگامی که در سالن سینما مشغول دیدن فیلم دیوار بودم،انگیزه های مختلفی را برای آمدن به سینما کشف کردم.کناری ام آمده بود تا با دوستش بگرددو بخندد و فیلم گویا بهانه ای بود برای آمدن به بیرون، روبه رویی ام منتظر خطایی از بازیگر بود تا با صدایی بلند او را مسخره کند و جَو رابه هم بریزد،دیگری غرق در فیلم،گاهی هم اشک می ریخت و پیرمردی که اشتباهی اسم گلشیفته را گلپیشته بیان می کرد.حالا شاید به جواب آن سوال برسیم که چرا اکثر منتقدان دوست دارند در کنار همکاران خودشان،با نگاهی نقادانه فیلم را تماشا کنند.منتقد تنها کسی است که کمتر نقد می شود و بیشتر نقد می کند، من خود همیشه بعد از دیدن هر فیلمی به دنبال نقد هایی هستم که برای آن نوشته شده اند،خواندن نقد،البته نقد خوب می تواند دید انسان را نسبت به فیلم بازتر کند.دسته ای از فیلم ها که مستلزم نگاهی خاص و بیان گر مفهومی معناگرا هستند همیشه در صف اول فیلم های مورد قبول منتقدان قرار می گیرند،همانند آثار کارگردانانی چون کیارستمی، مجیدی،جلیلی و حتی میرکریمی و از این قبیل... فیلم هایی که در جشنواره ها نظر همه منتقدان را به خود جلب و تمام جایزه ها را از آن خود می کنند، امادر بین مردم فقط دسته ای را مجذوب خود می سازند،کسانی که با نام مخاطب خاص از آن ها یاد می شود.و اینک سوال من این است که چه چیزی باعث این خط فاصله میان مخاطب خاص که دسته ای از همان منتقدان است و سایرین می شود؟!نمونه آن را می توان در جشنواره امسال مثال زد،از بین فیلم های به همین سادگی و همیشه پای یک زن در میان است، که هر دو ساخته ی کارگردانان توانمند کشورمان هستند،به همین سادگی توانست بیشتر سیمرغ ها را ازان خود کند،اما آخرین ساخته تبریزی تنها موفق شد جایزه بهترین فیلم از نظر تماشاگران را به خود اختصاص دهد،و در حال حاضر هم شاهد فروش خوب آن هستیم.گروهی از مخاطب های سینما فقط در پی جمله یا صحنه ای هستند که با آن بخندند،شوخی هایی بی معنی،حتی جمله اکبر عبدی در اخراجی ها که اگر دو لیوان شربت بخورید مفقودالاثر می شوید،می تواند ساعت ها بیننده را بخنداند،این روزها مشکلات زندگی چند برابر شده و مردم کمتر به فکر رفتن سینما و فیلم دیدن هستند،اگر هم بخواهند به این مقوله اندکی اهمیت بدهند قطعا این دسته فیلم ها را برای تماشا انتخاب خواهند نمود تا با خنده های بجا و بیجا قدری از مشغله روز فراق خاطر پیدا کنند.متاسفانه عده ای از کارگردانان ما روی این نقطه ضعف دست گذاشته اند و راحت به خود اجازه می دهند بیننده را گول بزنند،ساختن فیلم های تکراری،موضوعات تکراری و بازیگران با بازی های تکراری! امروزه هنر سینما که موثر ترین رسانه است دچار مشکلاتی شده که سخت جبران پذیرند، ورود کسانی که فیلم ساختنشان صرفا برای به دست آوردن پول و مشهوریتی پوچ،گریبان گیر سینمای ما شده است،سینمایی که در اوج صعود در حال سقوط است!در طیف بازیگران هم چنین شده،عده ای به خاطر ظاهری،ظاهرا زیبا بیننده را مسحور خود کرده اند،همانند محمدرضا گلزار،که هم اکنون به ستاره ای بی همتا در سینمای ما بدل شده و حضور او همراه همکارش مهناز افشار گاها توانسته فیلم هایی هم تراز پرفروش ترین ها به تولید برساند،حتی فیلم های خیلی ضعیفی همانند کلاغ پر با وجود آن ها،فروش خوبی داشته،آن قدر که کارگردان با اعتماد به نفس تمام دست به پروژه ای دیگر با نام زن ها فرشته اند بزند.این بحران حتی کارگردانان بزرگی را هم اسیر خود کرده،که البته به آن ها می توان حق داد.فیلم هرچقدر که هنر باشد،صنعت هم هست،و یک هنرمند با خرج های بی اندازه امروزی نمی تواند تنها به موفقیت و ساخت فیلمی خوب با دست مزد های کم و زحمت فراوان قناعت کند،این می شود که کارگردانی چون احمدرضا معتمدی بعد از اثر قابل ستایش وکم نظیر دیوانه ای از قفس پرید،فیلم قاعده بازی را بسازد! یا حتی آخرین ساخته کمال تبریزی...روی آوردن به سطحی از فیلم سازی که در آن دروازه فیلم ساختن برای هر کسی بدون آزمون باز است،کافیست مهناز افشار و گلزار و یا در ژانر کمدی امین حیایی حضور داشته باشند،دیگر ساختار و موضوع فیلم چندان مهم نیست.در این بین شخصی مثل محمد علی طالبی بعد از چهار سال با بودجه کم،مشکلات،سختی ها و خطرات فراوان، فیلمی میسازد تحسین برانگیز اما با دستمزد 27میلیون تومانی و فروشی ناامید کننده؟!آیا این همه ی حق کارگردان شهر موش هاست؟اثری که بچه های آن زمان تا عمر دارند از یاد نخواهند برد.کسی که صادقانه برای کودکان فیلم ساخته و هنوز هم جایگاه خودش را حفظ کرده و اکنون با ساخت دیوار قدم در راهی قطعا موفقیت آمیز گذاشته است.سینما برای آموختن، به اشتراک گذاشتن تجربه ها و روئیت دغدغه هااست. کسانی که سینما را تنها نوعی تفریح و سرگرمی می دانند قطعا دراندیشه ای اشتباه اند. به یاد می آورم که سالها پیش از او که همیشه میپرسم، پرسیدم چرانباید هر فیلمی را نگاه کرد،هر فیلمی را دوست داشت؟پاسخ داد:«مگر عمر انسان چقدر است که هر بار دو ساعت آن را صرف چیز هایی پوچ کند، انسان باید لحظه به لحظه زندگیش بیاموزد،فیلم باید دید وشاد هم باید بود اما آن تفریح باید ما را قدری جلو ببرد.ذهن ما را ورزش بدهد،از جایی که بودیم فاصله بگیریم،بزرگتر شویم،چون برای این کار وقت چندانی نیست...وقت چندانی نداریم.» آری،شاید مخاطبان خاص همان عده ای باشند که با این تفکر به تماشای فیلم می نشینند.


